كانديد يا نامزد؟!
سال 91 را به عموم قشقايي هاي عزيز تبريك عرض مي كنم.اميدوارم كماكان در دهك هاي پايين جامعه درجا بزنند ، تا اميد به دريافت يارانه 28 هزار توماني_ به ويژه در خانواده هايي كه تنظيم خانواده را رعايت نكرده اند-.در وجودشان از بين نرود! به هر حال آدمي به اميد زنده است. شاعر گفته است :
برو كارگر باش و اميدوار........كه از يأس جز مرگ نامد ببار
توصيه مي شود آنهايي كه دست شان به دهنشان مي رسد،تنظيمات موبايل خود را به هم زنند تا اس.ام. اس هاي اشتباهيِ ارسالي مبني بر "انصراف داوطلبانه" از گرفتن يارانه را اصلاً دريافت ننمايند.برخي از دوستان كه به كمالات ما واقفند و مي دانند كه حقير هزار ماشاءا.. _بزنم به تخته_ در س سياست، آن هم در سطح دكتري حوانده ام،گِله مي نمايند كه چرا طنز سياسي نمي نويسم. بنده نمي دانم اين دوستان قبلاً "مجله گل آقا" مطالعه مي كرده اند يا نه؟! كافي است بدانند مرحوم كيومرث صابري قبل از راه اندازي مجله با بسياري از بزرگان محشور و حتي كشتي مي گرفته است! اگر به خودم بود مي رفتم رشته محيط زيست مي خواندم و به شغل شريف "درختكاري" اشتغال مي ورزيدم. در ايام فراغت نيز اشعار سهراب سپهري را زمزمه مي كردم، تا حداقل به كاهش آلودگي هوا كه برخي از سياستمداران عزيز با اعمال و رفتار و گفتار خود نقش قابل توجهي در آن ايفا مي كنند كمكي كرده باشم! بگذريم تب و تاب ، ناشي از انتخابات مجلس در سال گذشته و فرا رسيدن انتخابات دوره دوم در اواسط ارديبهشت ماه سال جاري، ما را قلقلك داد تا به خاطر رضاي دل دوستان، نيم نگاهي به اين موضوع داشته باشيم.
كانديد يا نامزد
معمولاً از آغاز دي ماه هر سال، شمارش معكوس براي پايان نيمسال تحصيلي، از سوي دانشجويان آغاز مي شود.البته برخي از اساتيد نيز، در عمل با دانشجويان همداستان مي شوند..اين خود بيانگر فعاليت توأمان دانشجو و استاد براي توليد علم و انديشه است ! با اين حساب ديگر نيازي به "تهاجم فرهنگي" دشمن نيست. آنها با اين كار ، دانشگاه يعني بازار توليد كالاهاي فرهنگي را از رونق و اعتبار مي اندازند ! از طرفي بيشترين حوزه مانور اساتيد در همين يكي دو هفته مانده به پايان ترم تحصيلي است.در اين زمان بازار "پاچه خواري" نيز گرم است . دانشجويان كه به دنبال "تخفيف" هستند و هم از آن بيم دارند كه به علت غيبت هاي متوالي در زمره محرومين از امتحان در آيند،حرفهاي اغراق آميزي پيرامون احاطه علمي استاد نسبت به موضوعات مورد تدريس رد و بدل مي كنند! آنها كه به دلايل مذكور، ناچار از حضور در سر كلاس شده اند، سعي مي كنند با طرح سؤالات غير مرتبط با موضوعات درسي باصطلاح وقت كشي كنند.با اين وجود برخي از اساتيد موضوع را جدي تلقي و بعضاً جوگير هم مي شوند.آنها در جلسات منعقده ميان اساتيد، چنان از دانشجويان سخن مي رانند كه گويي در دانشگاه آكسفورد! يا هاروارد! نشسته اند. زيرا دانشگاه آكسفورد ثابت كرده است كه رقيب قدري براي دانشگاه آزاد به شمار مي رود! براي همين هم دانشگاه آزاد يك شعبه اي در آنجا داير كرده است، تا فعاليتهاي علمي آن دانشگاه را رصد كند! با اين حال حساب دانشكده علوم سياسي جداي از اين حرفهاست.ما شاهد حضور گاه و بيگاه وزير و وكيل و سردار و تيمسار در دانشكده هستيم . مخصوصاً اين روزها لشگري از نمايندگان مجلس ، دائم به دانشكده ما افتخار حضور مي دهند! آنها كه تحصيلات خود را در مقاطع بالاتر به خاطر "خدمتگزاري" به خلق خدا نيمه تمام رها كرده بوده اند! اينك در مهلت زماني اندك باقيمانده براي ثبت نام جهت احراز نمايندگي مجلس، به دنبال "ورق پاره اي" بنام فوق ليسانس! هستند تا با روحيه اي مضاعف توفيق "خدمتگزاري" مجدد پيدا كنند. مگر نه اين است كه "عبادت جز خدمت خلق نيست"! يكبار يكي از كارمندان دانشكده، جلوي آسانسور، پس از يك چاق سلامتي، في البداهه گفت : استاد! خيلي از فارغ التحصيلان فوق ليسانس دانشكده چون مصدر هيچ كاري نشده اند، اكنون تصميم گرفته اند تا "كانديد" ! شوند. در سر يكي از كلاسهاي درس خانمها، كه دانشجويان به طريق معروف و عادت مألوف مشغول چانه زني جهت تخفيف و نمونه سؤال و... بودند. من موضوع را به مسائل روز كشاندم و اندر فضائل كسب علم و خدمت به خلق ! داد سخن دادم. جدّ و جهد نمايندگان در كسب علم و خدمت به مردم را مثال آوردم. بعد هم به چهره تك تك آنها خيره شدم تا تأثير سخنانم را بوضوح در سيماي آنها ببينم. يكي از خانمها با لحن خاص خانمها گفت: استااااد! شما چرا خودتان كانديد نمي شويد؟! ظاهراً پرسش معقولي بود و جواب معقولي نيز مي طلبيد.من پس از قدري تأمل گفتم،تقصير صدا وسيماست! او با بهت تمام گفت چرا صدا وسيما؟ بنده عرض كردم واژه "كانديد" كه صدا وسيما اين روزها مثل نقل و نبات استعمال مي كند، يك واژه فرانسوي است كه به معني ساده لوح و احمق! هست. بنابراين من دوست ندارم كانديد شوم! دانشجو پس از اندكي مكث گفت خوب چرا نامزد نمي شويد؟! اين بار من گفتم دخترم ، ديگر از ما گذشته است، ما يكبار نامزد شده ايم و تاوان آن را نيز مي پردازيم! .الآن دور، دور شما جوانان است! بشتابيد و خود را نامزد كنيد ، وگرنه پس از فراغت از تحصيل ممكن است اين فرصت را هم از دست بدهيد! بهرحال در شرايط فعلي "نامزد" شدن خيلي بهتر از "كانديد" شدن است !