قشقايي ها خوب بلدند به برجك بزنند!

در آستانه بازگشايي دانشگاه ، ضمن تبريك نيمسال جديد تحصيلي به دانشجويان عزيز و بويژه دانشجويان قشقايي ، بر آن شدم تا يكي از نوشته هاي خودم را در اينجا قرار دهم. اميدوارم مورد پسند واقع شود.

اگر به موجب يك نظريه مرسوم در جامعه شناسي، جامعه ايران را جامعه اي متنوع و متكثر تصوير نماييم، دانشكده محل تدريس من با قريب به 50 استاد شاغل به تدريس در آن، آيينه تمام نمايي از اين تنوع فرهنگي را به نمايش مي گذارد. در اين دانشكده كلكسيوني از اساتيد با خاستگاه هاي متفاوت تركي، كردي،لري، اصفهاني،قمي و.. مشغول به تدريس مي باشندكه صرفنظر از خلق و خوي و خصلت هاي فرهنگي خاص خود، راجع به جريانات سياسي و حواشي آن نيز نظريات خاص خود را دارند.از ‹‹دولت مرد›› گرفته تا ‹‹آزاد مرد›› نيز در ميان آنها يافت مي شود. اساتيدي كه در يك روز با هم برنامه تدريس دارند، معمولا ظهرها در اطاق ويژه اساتيد جمع مي شوند. در اين مكان علاوه بربحث و تبادل نظر علمي و ارائه  تحليلهاي سياسي پيرامون مسائل مختلف، بعضا جديدترين لطيفه ها نيز عرضه مي شود!

در روز پاياني هفته دوم اسفند ماه يكي از سالهاي پرتلاطم سياسي كشور،آبدارچي دانشكده به رسم هرساله، پوشه حاوي ليست اساتيد را با هدف يادآوري موعدِ پرداخت ‹‹عيدي›› از سوي اساتيد، روي ميز بزرگ اطاق قرار داد.در چنين مواقعي معمولا هر كس با درج مبلغ مورد نظر در جلوي نام خود و امضاي آن به تداوم اين سنت حسنه در فرهنگ ايراني كمك مي كند! يكي از همكاران حكومتي بي تأمل در اين معنا كه در سال ‹‹الگوي مصرف›› قرار داريم، يك مبلغ شش رقمي (به تومان) را در جلوي نام خود قيد كرده بودند.اين همان حكايت دارندگي و برازندگي است! و بهر حال بزرگي هم خرج دارد! ايشان دولت مرد بودند.‹‹دولت›› در لغت داراي معاني متفاوتي چون بخت و اقبال  و ثروت و مكنت مي باشد.اگر كسي هماي سعادت بر سرش بال بگشايدو يا مخش  بهتر كار كند و با بزرگان محشور شود يا وصلت نمايد و يا باجناق شود.آرزوي دولت مردي در دلش نمي ماند! در اين حالت بدون رنج و محنت صاحب ثروت و مكنت مي شود و البته در هزينه كردن نيز دچار غذاب وجدان نخواهد شد! يكي از همكاران اصفهاني با مشاهده گشاده دستي اين همكار ‹‹نودولت››، با همان زرنگي خاص اصفهاني ها از من ‹‹ترك›› (و به  زعم او ساده) خواست تا با درج مبتغِ اندك در جلوي اسم خودم، رعايت الگوي مصرف را به همكار نو دولت يادآوري كرده باشم.من كه از مشكل تاريخي و لاعلاج اصفهاني ها كه بيشتر از آثار باستاني خود بدان شهره هستند! اطلاع كامل داشتم، به ايشان يادآور شدم كه چون ما در اينجا همديگر را با جغرافياي محل تولد همديگر مي شناسيم، من ترجيح مي دهم مبلغ درج شده با جغرافياي محل تولدم همخواني داشته باشد! دوست اصفهاني من هيچي نگفت و البته حرفي هم براي گفتن نداشت. احتمال مي دهم در موقعيت مناسبي زيرآب مرا بزند! يكي از همكاران كه فعال سياسي نيز هست و با ناكامي‹‹جنبش اصلاحات››، ناكام از نيل به مناصب و مقاصد عالي شده است، گفت ماشاءا... دكتر(يعني حقير سراپا تقصير)خوب به برجك مي زند و اضافه كرد البته من شنيده ام قشقايي ها خوب بلدند به برجك بزنند! من في البداهه گفتم فرمايش شما صحيح است. در همان جنوب خودمان هر چه ما قشقايي ها به برجك انگليسي ها زديم، نصيبي نبرديم. در عوض برج و بارو  و ثروت و شهرت بعدي نصيب نوادگان‹‹رئيسعلي دلواري›› شد! دوست عزيزمان گفتند چرا شما بحث را سياسي مي كنيد؟! من در جواب عرض كردم اتفاقا بحث نظامي است!به اعتراف خودتان ما خوب به برجك مي زنيم! يكي از همكاران شمالي رو به من گفت: چه از خود مرسي! من هم گفنم لطفا مواظب برجك خود باشيد!